خرس های پاندا در آغوش شما

عشق و تعریف آدم ها از اون خیلی پیچیده است اگه تعریف آنتوان سنت دو اکزوپری رو تو شازده کوچولو بدزدم و بگم به اندازه تمام مردم دنیا برای عشق تعریف وجود داره فکر میکنم حرف دور از واقعیتی نزدم، وقتی حرف از عشق میشه ناخودآگاه یاد آهنگ دیپش مود۱ به نام فری لاو۲ میفتم که توش یه جا میگه

No hidden catch
No strings attached

ممکنه این شرط، شرط کافی نباشه اما به نظر من شرط لازم هست، عشق با این پیش فرض ها خیلی شبیه میشه به مرگ یه چیزی تو مایه های فیلم یه بوس کوچولوی فرمان آرا و مرز گذاشتن بین تعریف عشق و مرگ خیلی سخت میشه. اما زود قضاوت نکنید نمیخوام در این مورد بحث کنم اما میخوام بهتون یکی از عاشقانه ترین نمایشنامه هایی رو که در ایران چاپ شده معرفی کنم، همونطوری که میدونین نمایشنامه ها در ایران بسیار بسیار مهجور هستن و خیلی وقتا من خجالت میکشم وقتی تیراژ چندتا از بهترین نمایشنامه های معاصر رو که تو ایران چاپ شده میبینم خب شایدم واقعاً چون مخاطب ها خاص خودشون رو دارن اما این نمایشنامه متفاوته، خیلی هم متفاوته، اگه تو یه کتابفروشی یه کتاب صورتی جیغ دیدین که روش نوشته “داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد” بدونین همون کتابیه که دارم ازش صحبت میکنم و هرچی نویسنده این کتاب یعنی ماتئی ویسنی یک برای عموم مردم ناشناخته است برای تئاتر بین ها و نمایشنامه خون های حرفه ای شناخته شده است. و ترجمه بی نظیر تینوش نظم جو که مستقیماً متن اثر رو از ترجمه فرانسوی برگردونده(نویسنده متولد رومانی اما بزرگ شده فرانسه است) حتی در همون متن ۵۰-۶۰صفحه ای کتاب حال و هوای بی نظیری به داستان بخشیده(فرانسوی ها هرسال به بهترین ترجمه های کتاباشون در کشورهای مختلف جایزه ای میدن به نام بومارشه یادمه یه سال اما نمیدونم کدوم سال خانم تینوش نظم جو بخاطر همین ترجمه اون جایزه رو برد)، یه روایت پست مدرن به تمام معنا از عشق در غالب دیالوگ های پینگ پنگی تنها شخصیت های نمایش یعنی زن و مرد که ما حتی اسمشون رو هم هیچوقت نمیفهمیم

dsc00046

امروز وقتی این کتاب رو برای ششمین بار تموم کردم و از اونجایی که همیشه نسخه های خودم رو هدیه میدم مجبور شدم برای ویار خرس پانداییم برم و برای یه کتابی که اولین بار خریده بودم ۶۰۰تومان ۱۸۰۰تومان پول بدم راستی مال انتشارات ماهریزه یادتون باشه، حالا این مهم نیست وقتی تمومش کردم همون حس بار اول رو داشتم، یه جور حس سبکی و پرواز، ناخودآگاه وقتی فصل آخرش رو میخوندم احساس میکردم دارم از بالا به آدم هایی که اون پایین نویسنده تصویر کرده نگاه میکنم، بهتون پیشنهاد میکنم یکبار هم شده کتاب داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد” رو بخونید و ببینید عشق چقدر میتونه مثل اهنگ دیپش مود باشه و در عین حال چقدرم زیبا و رویایی، براتون یه بخشایی از کتاب رو میذارم اگه دوست داشتین برین دنبالش، نسخه اینترنتیش رو هم نمیذارم که حتماً جلدش رو ببینین و اصلاً با اون حال و هوا خوندن یه حس دیگه ایه


هشدار: خطر یه ذره لوث شدن، تاکید میکنم، یه ذره


مرد: میخوام باهات عروسی کنم

زن: باشه

مرد: امیدوارم ازدواج نکرده باشی

زن: نه

مرد: عالیه

مرد: خب؟

زن: خب چی؟

مرد: زنم میشی؟

زن: امیدوارم ازدواج نکرده باشی

مرد: نه

زن: عالیه


یادر جای دیگه ای از کتاب میخونیم


زن: بگو آ

مرد: آ

زن: مهربون تر، آ

مرد: آ.

زن: آهسته تر، آ

مرد: آ

زن: من یه آی لطیف تر می خوام

مرد: آ

زن: با صدای بلند اما لطیف، آ

مرد: آ

زن: بگو آ ،یه جوری انگار می خوای بهم بگی دوستم داری

مرد: آ

زن: بگو آ ،یه جوری انگار می خوای ازم بپرسی چرا دیر اومدی

مرد: آ

زن: بگو آ ،مثل اینکه می خوای بهم بگی سلام

مرد: آ

زن: بگو آ ،مثل اینکه می خوای بهم بگی خداحافظ

مرد: آ

زن: بگو آ ،مثل اینکه می خوای بهم بگی دیگه هیچ وقت نمی خوای من رو ببینی

مرد: آ

زن: نه،این جوری نه

مرد: آ

زن: ببین اگه به حرفم گوش ندی،دیگه بازی نمی کنم

…مرد: آ

زن: پس بگو آ ،یه جوری که انگارمیخوای بهم بگی دیگه هیچ وقت نمی خوای من رو ببینی

مرد: آ

پایان خطر لوث شدن


حالا که دارین زحمت میکشین اون کتابه رو میخونین یه زحمت هم بکشین این آهنگ رو هم گوش کنید خیلی قشنگه، من متنش رو میذارم ای پایین


If you’ve been hiding from love
If you’ve been hiding from love
I can understand where you’re coming from
I can understand where you’re coming from

If you’ve suffered enough
If you’ve suffered enough
I can understand what you’re thinking of
I can see the pain that you’re frightened of

And I’m only here
To bring you free love
Let’s make it clear
That this is free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love

I’ve been running like you
I’ve been running like you
Now you understand why I’m running scared
Now you understand why I’m running scared

I’ve been searching for truth
I’ve been searching for truth
And I haven’t been getting anywhere
No I haven’t been getting anywhere

And I’m only here
To bring you free love
Let’s make it clear
That this is free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love

You’ve got to take this moment
Then let it slip away
Let go of complicated feelings
Then there’s no price to pay

We’ve been running from love
We’ve been running from love
And we don’t know what we’re doing here
No we don’t know what we’re doing here

We’re only here
Sharing our free love
Let’s make it clear
That this is free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love
No hidden catch
No strings attached
Just free love

از اینجا دانلودش کنید


۱- ِDepeche Mode

2- Freelove

نکته بی ربط: دیروز با چندتا از دوستان رفتیم پارک “وسطی”!! بازی کردیم جاتون خالی هرکی میرسید میگفت مارو هم بازی بدین خیلی خوش گذشت اما از اونجایی که توپ هندبال بود دست دردی گرفتم که مپرس، هی هم نوشتنم میاد اما دستم نمیاد

نکته بی ربط ثانی: این آهنگ ساسی مانکن عجب کر کره خنده ای بود من دوساعت داشتم میخندیدم بهش که آهنگ شش و دهش رو ارث گذاشته واسه پسرش امیرعلی مانکن

این نوشته در شعر و داستان, موسیقی ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 پاسخ به خرس های پاندا در آغوش شما

  1. Air Yeezy می‌گوید:

    Thinking of going into that profession, I will certainly get which I need from your current blog. Greatest wishes for you!
    by Air Yeezy

  2. vmilad می‌گوید:

    بلاگ منو دست کم گرفتی ها :) )

  3. maryam می‌گوید:

    hala shirini shirini
    shirini shiriniiiiiii

  4. maryam می‌گوید:

    ye khabare ali alan in namayeshname ro search kardam bloget avalin mored booooooooooooood bavaret mishe?

  5. vmilad می‌گوید:

    مرسی مونا جان ممنون از کامنت و لطفت، باعث افتخاره

  6. منا می‌گوید:

    سلام
    من دنبال پی دی اف این کتاب می گشتم که اینجارو پیدا کردم
    خوبه آدم این کتابو همه جا همراش داشته باشه حتی رو کامپیوتر
    ترکیب عالی بود استفاده از این آهنگ و این کتاب
    و دوست داشتم که مثل بقیه این آهنگو در حد وان نایت استند ندیدی
    خیلی جالبه این کتابو یه نفر که ازش متنفرم بهم داد و این آهنگو
    یکی که خیلی عزیز برام خوند
    واسه همین اینجا باهم بودنشون حس یه پوزخند بزرگ بهم داد
    هم بخونم که این دنیا و هر چی توشه توهمی بیش نیست وهمه چیز از یه منبع سرچشمه میگیره و نفهمیم
    بعد دنیا اینجوری بزنه تو صورتمون

    خلاصه اینقدر حرف زدم که بگم مرسی پست خیلی خوبی بود.

  7. vmilad می‌گوید:

    امیدوارم خوشت هم بیاد مهدا جان خبرش رو بهم بده حتماً ;)

  8. Mahda می‌گوید:

    میلاد به خاطر کارم و کلاس تئاتر و اینا، افتادم به نمایشنامه خونی.
    دستت درد نکنه، اینم رفت توی لیست خرید :)

  9. Yaashaar می‌گوید:

    :) ))))))))))))))))))))))) وای میلاد با این پست منو یاد ۲ چیز انداختی!

    ۱- اول اینکه دوباره یادم انداختی چقدر عاشق خرسم!!!….در حدی که الان مثل دخترا :دی مجموعا ۴ تا خرس دارم که یکیش خیلی!!! بزرگه… :دی میمیرم براشون!!…کادو ولنتاین هم به گونه ای خرس!!! کادو گرفتم

    ۲- ما دبیرستان یک مدیر داشتیم بهش میگفتیم پاندا!…(نمی دونم چرا ولی خوب دیگه بیچاره…دیگه با این اسم معروف شده بود…)
    سال سوم و پیش….یادمه اولین مستند خیلی رسمیم رو کلید زدم….با عنوان پاندا خرسی در مدرسه!! این مستند رو یکی دو تا از دوستان هم از جریانش با خبرند….ولی زیاد پخشش نکردم (ترس که چه ها نمیکنه!) الانم که بزرگ شدیم به اون روزگار می خندیم…
    .
    .
    دم ساسی هم گرم…. بدجور امشب فاز داد من که وقتی رو مد باشم با حاج سعید هم میرقصم چه برسه به اینکه این بابا می خواد تهرانو ال ای کنه که بسی استقبال می کنیم :دی :غش مسخره خنده!…

    موفق و پیروز باشی
    یاشار

  10. vmilad می‌گوید:

    خوندیش نظرت رو به منم بگو حتماً
    .
    .
    .
    .
    جات خالی خیلی خوش گذشت و جالب اینجا بود انواع اقسام گروه هایی هم که رد میشدن دلشون میخواست و میومدن یه دست بازی میکردن از زن و بچه دارها بگیر تا خانم های چادری، یکیشون هم بود مثل فیلم ماتریکس چهارنفر خرس گنده هرکاری کردیم اون خانمه رو با چادر نتونستیم بزنیم هی مثل فیلم ماتریکس جاخالی های عجیب غریب میداد :) )))))))
    .
    .
    .
    .
    آره واقعاً اون آهنگه هیچ ربطی به معمولی بودن یا نبودن نداشت :D

  11. Lady HoDa می‌گوید:

    می خوااااام این کتابه رو!! می رم می خرمش حتما :)
    آهنگش هم که الان امکانات نداریم، ایشالا فردا صبح ;)
    .
    .
    من وسطی می خوااااااااااااااااااام
    تو مدرسه ایـــــــــــــــنقدر بازی می کردیم و تو فامیل و سیزده بدر و مهمونیای خونه مامان بزرگ هم که دیگه هیچی!! خیلی هوس کردم
    .
    .
    دیدی چه آهنگ خوبیه! خب مگه می شه با این نرقصید؟ :) )))))))))))))

دیدگاه‌ها بسته هستند.